غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

51

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

ظاهر متناقض يافته بر آن‌جناب اعتراض كرد . لقمان جواب داد كه اگر دل و زبان كسى با يكديگر موافق است بهترين اعضاء است و اگر مخالف است بدترين اجزاء . و در سبب آزادى او وجوه ديگر گفته‌اند كه تفصيل آنها موجب تطويل مىشود . نقل است كه لقمان پسر خود - ناران - را گفت كه با مردم درشت مگوى و بسيار در تفكر باش و خاموشى را شعار خود ساز تا از شر زبان ايمن گردى ، و از طعام ، خود را گرسنه دار و از حكمت سير ، و اگر مردمان به چيزى كه در ذات تو موجود نباشد ترا ستايش نمايند به قول ايشان مغرور مشو كه به سخن جاهل هرگز خزف ، زر نشود ، و با زيردستان منازعت منما و ايشان را حقير مشمار ، و با سفها از سلوت مظاهرت و معاونت طلب فرماى ، و چون خواهى كه با كسى عقد اخوت در ميان آرى و او را دوست خود سازى تا در حين نزول بلايا و حدوث رزايا ترا به كار آيد او را در غضب آر ، اگر در زمان خشم وى را منصف يا بى به دوستى و برادرى او رغبت كن و الا از مؤاخات وى محترز باش . از كلمات او است كه چهار صد هزار كلمه در حكمت جمع آوردم و چهار از او برگزيدم ، دو چيز را به ياد بايد داشت و دو را فراموش بايد كرد : حضرت احديت را به ياد بايد داشت و مرگ را نيز پيوسته ياد بايد نمود ، و احسانى كه با مردم كنى رقم نسيان بر آن بايد كشيد و بدى كه از مردم به تو رسد فراموش بايد كرد . پوشيده نماند كه حمد اللّه مستوفى صاحب تاريخ گزيده لقمان حكيم را كه به اتفاق جمهور مورخان ، معاصر داود پيغمبر عليه السلام بوده و چنانچه مذكور گشت در اوايل حال در سلك مماليك يكى از بنى اسرائيل بوده لقمان بن عاد پنداشته و در تاريخ مذكور تصريح نموده كه لقمان حكيم در زمان هود عليه السلام جهت طلب باران به مكه شتافت و عمر هفت كركس از بخشندهء بىمنت التماس نمود و حال آن‌كه اين صورت از لقمان بن عاد به وقوع انجاميده نه از لقمان حكيم و العلم عند اللّه الخبير العليم . سولون « 1 » جد مادر افلاطون است . طلاقت لسان و فصاحت بيان آن حضرت به مرتبه‌اى بود كه فرق انام ، كلام او را « مفرح القلوب » مىگفتند . از سخنان او است كه : خوبتر چيزى كه ملوك بر آن قادر باشند چشانيدن مرارت

--> ( 1 ) . Solon قانون گذار آتنى و يكى از خردمندان هفتگانهء يونان ( 640 تا 558 قبل از ميلاد مسيح ) ( ن ) .